هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
24
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
جاى وسيعى كه جلو باغ ورساى است ، برپا بود . اين سيرك را با چادر برپا مىكنند و گردش مىكند . هرچند مدّت ، در يك شهرى تماشا مىدهد . ما قدرى به صورتها [ يى ] كه در سيرك كشيده بودند ، تماشا كرديم . شيرها و ببرها [ و ] فيلها بودند ، كه بهطورهاى مختلف واداشته بودند . بههرحال ، در ورساى كه مجال ديدن نكرديم ، مصمم شديم [ كه ] امشب برويم سن ژرمن [ تا ] سيرك را ببينيم . ضعيفهء « 1 » آشپز ، همان تنبل گنده است . خيال داريم [ كه ] در اينروزها او را عوض كنيم . سپرديم شام را زود بدهد ، ساعت هفت خورده ، برويم . با تعجيل شام را خورده ، اتومبيل گرفته ، من و يحيى خان [ و ] محسن خان بيرون آمديم [ و ] سوار شديم . هرچه به مادام مرل گفتيم بيا ، قبول نكرد [ و ] گفت : از بچههايم كسالت دارند ، نمىتوانم . ما رفتيم به گار « 2 » رسيده ، ترن گرفته ، روانه سن ژرمن شديم . ساعت 9 [ شب ] رسيديم جلو سيرك . بيلت گرفته ، داخل شديم . چادرگرد بسيار بزرگى زده ، به ترتيب سيرك مرتبه « 3 » ساخته ، صندلىها را چيده بودند . رفتيم روى نمرهء خودمان نشستيم . وسط سيرك كه جاى بازى است ، دورش را يك معجر « 4 » به بلندى دو ذرع « 5 » از ميل [ ه ] هاى آهن كشيده بودند . [ نمايش ] شروع شده [ بود ] و دو سه بازى هم كرده بودند . بازى كه در ميان بود ، دو شير بزرگ و دو اسب كوچك و دو بز و دو سگ در روى سن بودند . مدتى با يكديگر به فاصله دور مىدويدند و معلم آنها كه مردى بود در
--> ( Le Vau ) و مانسار ( Mansort ) آنرا شكوه خاصى بخشيدند و مركز انعقاد بسيارى از پيمانهاى سياسى و تاريخى فرانسه بوده و از زيباترين و مشهورترين كاخهاى جهان است ؛ كليساى سن لوئى ( Saint Louis ) و كليساى نوتردام ( Notre Dame ) در آن قرار دارد . ( 1 ) . مؤنث ضعيف ، بهمعناى زن سست و ناتوان . در گذشته ، در تداول فارسى به زن ( به صورت مطلق ) و همسر گفته مىشد ، كه توهينى برگرفته از نظام خانوادگى مردسالار در ايران بود . ( 2 ) . در اصل : بكا . بهمعناى ايستگاه قطار راهآهن ( در فرانسوى gare ) . ( 3 ) . طبقه . ( 4 ) . معجر , ( mejar ) سرپوش . ( 5 ) . در اصل : زرع . در متن همهجا به اين شكل آمده ، كه به صورت امروزى آن يعنى ذرع تغيير داده شد . واحد طول معادل 104 سانتىمتر است و در ذرع شاه 112 سانتىمتر .